السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
94
جواهر البلاغة ( فارسى )
2 - تحريك الهّمة الى ما يلزم تحصيله . نحو : ليس سواء عالم و جهول . 3 - اظهار الضّعف و الخشوع . نحو : ربّ انّى وهن العظم منّى 4 - إظهار التحسّر على شىء محبوب . نحو : ربّ إنّى وضعتها أنثى 5 - إظهار الفرح بمقبل و الشّماتة بمدبر . نحو : جاء الحق و زهق الباطل و گاهى خبر ، از قلمرو هدف پيشين خارج مىگردد و به اهداف ديگرى مىگرايد كه از قرينهها و روند كلام به دست مىآيد . مهمترين اين هدفها عبارت است از : 1 - رحمخواهى و مهرجويى . مانند اين جمله : « براستى من نيازمند بخشش خدايم » « 1 » 2 - برانگيختن همّت به سوى آنچه دستيابى به آن لزوم دارد . مثل : « دانشمند و نادان يكسان نيستند » با اين جمله ، همّتها براى دانش يافتن ، برانگيخته مىشود . 3 - ابراز ناتوانى و فروتنى . بسان : « رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي » « 2 » خداوندا ، استخوانم سست گرديده است . در اين سخن ، حضرت زكريّا ناتوانى خويش را فروتنانه به نمايش گذاشته است . 4 - اظهار اندوه ، بر چيز مطلوبى كه از دست رفته است . مادر حضرت مريم وقتى كه ديد پسر نزاييده است غمگنانه گفت : « رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى » « 3 » پروردگارا ، دختر زاييدم . 5 - شادمانىكردن به آنچه رسيده و بدگويىكردن از آنچه رفته است . چون : « جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ » « 4 » حق آمد و باطل سپرى گشت . 6 - التّوبيخ كقولك للعاثر : الشّمس طالعة 7 - التّذكير بما بين المراتب من التفاوت . نحو : لا يستوى كسلان و نشيط 8 - التحذير . نحو : ابغض الحلال الى اللّه الطلاق 9 - الفخر . نحو : انّ اللّه اصطفانى من قريش 10 - المدح . كقوله : فانكّ شمس و الملوك كواكب * اذا طلعت لم يبد منهنّ كوكب
--> ( 1 ) . در اينجا غرض ، رساندن حكم يا فايده نيست . زيرا خدا داناست . بل هدف ، خواستن بخشش اوست . از اينرو مىبينى در كلام عربى ، خبرهاى فراوانى يافت مىشود كه رساندن حكم به مخاطب يا نشان دادن علم متكلم ، در آنها مراد نيست . بنابراين ، چنين خبرهايى از دو معناى پيشين ، خارج شده و به اهداف ديگرى گراييده است . ( 2 ) . مريم / 4 . ( 3 ) . آل عمران / 36 . ( 4 ) . اسراء / 81 .